آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا با دیدن علامت قرمز رنگ یک چهارراه، بیاختیار میایستید؟ چرا شکل یک کبوتر سفید با شاخه زیتون در ذهن شما صلح را تداعی میکند؟ چرا هنگام دیدن عکس یک سیگار خطکشیده شده، بلافاصله متوجه ممنوعیت استعمال دخانیات میشوید؟ و مهمتر از همه، چرا یک شکلک ساده زرد رنگ با اشک روی صورت، در فضای مجازی میتواند غم عمیق یک دوست را به شما منتقل کند؟
پاسخ همه این پرسشها در دانشی نهفته است که شاید نام آن را کمتر شنیده باشید، اما لحظهبهلحظه با آن سروکار دارید: نشانهشناسی. علمی که به مطالعه نشانهها و نمادها و چگونگی تولید معنا توسط آنها میپردازد. دانشی که اگرچه نامش برای بسیاری ناآشناست، اما کاربردش به اندازه خود تاریخ تمدن بشر قدمت دارد .
نشانهشناسی چیست؟
نشانهشناسی (Semiotics) در سادهترین تعریف، علم مطالعه نشانهها است. اما نشانه چیست؟ نشانه هر چیزی است که به غیر خود دلالت کند . به عبارت دیگر، نشانه چیزی است که بتواند معنایی فراتر از ظاهر فیزیکی خود را منتقل کند. بر این اساس، کلمات میتوانند نشانه باشند، عکسها نشانهاند، تابلوهای راهنمایی و رانندگی نشانه هستند، طرز لباس پوشیدن ما نشانه است، نوع ماشینی که سوار میشویم نشانه است، و حتی ایموجیهایی که روزانه برای دوستانمان میفرستیم، مجموعه پیچیدهای از نشانههای مدرن به شمار میروند .
واژه “نشانهشناسی” ریشه یونانی دارد و از کلمه “Semeiotikos” گرفته شده که به معنای “تفسیر نشانهها” است. این واژه از دو بخش “Semio” (وابسته به) و “Tikos” (نشانه) تشکیل شده است .
تاریخچه نشانهشناسی؛ از جان لاک تا ایموجیها
اگرچه نشانهشناسی به عنوان یک رشته علمی مستقل در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت، اما ریشههای آن را میتوان در فلسفه یونان باستان جستجو کرد. افلاطون در رساله “کراتیلوس” به بررسی رابطه بین واژهها و اشیاء پرداخت و پرسشهای بنیادینی درباره ماهیت نشانهها مطرح کرد .
نخستین بار در سال ۱۶۹۰، جان لاک فیلسوف انگلیسی اصطلاح “نشانهشناخت” را در کتاب خود با عنوان “رسالهای در باب قوه فاهمه” به کار برد. لاک دانش بشری را به سه حوزه تقسیم کرد: فیزیک (دانش اشیاء)، ورزیدن (توانایی بهکارگیری نیروها)، و نشانهشناخت (مطالعه نشانهها، به ویژه واژهها) .
اما تولد رسمی نشانهشناسی به عنوان یک رشته دانشگاهی، به دو اندیشمند بزرگ در دو سوی آتلانتیک بازمیگردد: فردینان دو سوسور زبانشناس سوئیسی در اروپا و چارلز سندرز پرس فیلسوف آمریکایی .
فردینان دو سوسور: نشانهشناسی ساختارگرا
سوسور در سخنرانیهای خود در دانشگاه ژنو، پایههای نشانهشناسی مدرن را بنا نهاد. اندیشههای او پس از مرگش توسط شاگردانش در کتاب “دروس زبانشناسی عمومی” (۱۹۱۶) منتشر شد. سوسور نشانه را ترکیبی از دو جزء میدانست: “دال” (صورت مادی نشانه، مانند کلمه “درخت”) و “مدلول” (مفهوم ذهنی، مانند تصویر درخت در ذهن). از دید او، پیوند میان دال و مدلول نه طبیعی و ذاتی، بلکه قراردادی و حاصل توافق اجتماعی است .
سوسور نشانهشناسی را اینگونه تعریف میکند: “میتوان علمی را تصور کرد که به مطالعه زندگی نشانهها در یک جامعه بپردازد. این علم بخشی از روانشناسی اجتماعی و در نتیجه روانشناسی عمومی خواهد بود. نشانهشناسی معلوم میکند که نشانهها از چه تشکیل شدهاند و چه قوانینی بر آنها حکم فرماست.” .
چارلز سندرز پرس: نشانهشناسی فلسفی
همزمان با سوسور در اروپا، چارلز سندرز پرس در آمریکا نظریه نشانهشناسی خود را مطرح کرد. پرس که فیلسوف، منطقدان و ریاضیدان بود، نشانهشناسی را شاخهای از منطق میدانست و نگاهی فلسفی به آن داشت .
از نظر پرس، هر نشانه دارای نسبتی سهگانه است که شامل خود نشانه، مدلول (موضوع)، و تفسیرکننده (معنایی که در ذهن مخاطب ایجاد میشود) است . اما مهمترین و مشهورترین تقسیمبندی پرس، طبقهبندی نشانهها به سه دسته است :
۱. نشانه شمایلی (Icon): نشانهای که بر اساس شباهت با موضوع خود عمل میکند. مانند عکس یک شخص یا نقشه یک شهر.
۲. نشانه نمایهای (Index): نشانهای که بر اساس ارتباط علّی یا مجاورت با موضوع خود معنا مییابد. مانند دود که نشانه آتش است، یا جیغ ترمز که نشانه توقف ناگهانی است.
۳. نشانه نمادین (Symbol): نشانهای که رابطهاش با موضوع خود کاملاً قراردادی و اختیاری است. مانند پرچم یک کشور یا واژههای زبانهای مختلف.
این سهگانه پرس همچنان یکی از پرکاربردترین ابزارهای تحلیل در مطالعات نشانهشناختی است.
نشانهشناسی در زندگی روزمره
شاید تصور کنید نشانهشناسی علمی انتزاعی و دور از زندگی عادی است، اما حقیقت چیز دیگری است. هر لحظه از زندگی روزمره ما با نشانهها و رمزگشایی از آنها عجین شده است .
۱. نشانهشناسی در ارتباطات غیرکلامی
آیا میدانستید بیش از ۶۵ درصد ارتباطات انسانی از طریق کانالهای غیرکلامی منتقل میشود؟ ارتباطات غیرکلامی شامل حالات چهره، حرکات بدن، ژستها، طرز ایستادن و نشستن، تماس چشمی، و حتی فاصلهای است که با دیگران حفظ میکنیم .
برای مثال، دست دادن سرد و بیحرارت با یک شریک کاری، میتواند نشانه عدم علاقه به همکاری باشد، حتی اگر کلمات کاملاً مثبتی رد و بدل شود. یا خمیازه کشیدن در یک جلسه رسمی، نشانهای از خستگی یا بیعلاقگی است. لباس پوشیدن ما نیز نشانههایی از طبقه اجتماعی، شغل، سلیقه و حتی ارزشهای ما را به دیگران منتقل میکند .
۲. نشانهشناسی در فضای مجازی
امروزه با گسترش پیامرسانهای اجتماعی، شکل جدیدی از نشانهها به نام “ایموجی” به بخش جداییناپذیر ارتباطات ما تبدیل شده است. ایموجیها نشانههای تصویری هستند که جایگزین بخشی از ارتباطات کلامی ما شدهاند. تحلیل نشانهشناختی ایموجیها نشان میدهد که این شکلکهای کوچک، چگونه تحت تأثیر فرهنگ غربی شکل گرفتهاند و گاه در فرهنگهای دیگر با سوءتفاهم همراه میشوند .
برای نمونه، ایموجی “دستهای روی هم” که در فرهنگ غربی گاه به معنای “دعا کردن” یا “تشکر” تعبیر میشود، در فرهنگ ژاپنی میتواند معنای “عذرخواهی” بدهد. این تفاوتها نشان میدهد که نشانهها بدون در نظر گرفتن بافت فرهنگی، معنی قطعی ندارند .
۳. نشانهشناسی در تبلیغات و برندها
تبلیغات تجاری یکی از غنیترین حوزهها برای تحلیل نشانهشناختی است. یک آگهی تبلیغاتی موفق، ترکیبی پیچیده از نشانههای کلامی، تصویری، رنگی و صوتی است که هدفش ایجاد تداعیهای مثبت در ذهن مخاطب است.
رنگها خود دسته مهمی از نشانهها هستند. رنگ قرمز در بسیاری از فرهنگها نشانه خطر، عشق یا هیجان است. رنگ سبز نماد طبیعت، تازگی و گاه ثروت. رنگ آبی نشانه آرامش، اعتماد و حرفهایگری. شرکتهای بزرگ با آگاهی از این معانی پنهان، رنگهای لوگو و محصولات خود را با دقت انتخاب میکنند تا پیام مورد نظرشان را به مخاطب منتقل کنند .
۴. نشانهشناسی در هنر و ادبیات
هنر نیز عرصهای برای بازی با نشانههاست. یک نقاشی، یک فیلم، یا یک رمان، همه از نشانهها برای انتقال معانی استفاده میکنند. نقد نشانهشناختی آثار هنری به ما کمک میکند لایههای پنهان معنا را در یک اثر کشف کنیم.
برای مثال، در یک فیلم سینمایی، استفاده از رنگهای سرد و خاکستری میتواند نشانه فضای روانی تاریک و افسرده باشد. موسیقی متن نیز نشانههایی از حال و هوای صحنه را به ما منتقل میکند. حتی نوع لباس شخصیتها، چیدمان اشیا در صحنه، و زاویه دوربین، همه نشانههایی هستند که کارگردان برای هدایت تفسیر مخاطب از فیلم به کار میگیرد .
سه سطح مطالعه نشانهشناسی
چارلز موریس، نشانهشناس آمریکایی، مطالعه نشانهها را به سه سطح تقسیم کرد که همچنان مورد استفاده است :
۱. نحو (Syntactics): مطالعه روابط میان نشانهها با یکدیگر، بدون توجه به معنا یا کاربران. مانند قواعد دستور زبان.
۲. معناشناسی (Semantics): مطالعه رابطه بین نشانهها و آنچه به آن دلالت میکنند. یعنی بررسی معنا.
۳. کاربردشناسی (Pragmatics): مطالعه رابطه بین نشانهها و کاربران آنها. یعنی چگونگی استفاده از نشانهها در موقعیتهای عملی.
سواد رسانهای و نشانهشناسی
در عصر انفجار اطلاعات و گسترش رسانههای جمعی، آشنایی با مبانی نشانهشناسی به بخش مهمی از “سواد رسانهای” تبدیل شده است. مارشال مکلوهان با استعاره معروف “ماهی از آب بیخبر است” هشدار میدهد که ما در میان انبوه رسانهها زندگی میکنیم اما از تأثیر عمیق آنها بر خود بیخبریم .
سواد رسانهای با رویکرد نشانهشناختی به ما میآموزد که پیامهای رسانهای را نه به عنوان بازتابی شفاف از واقعیت، بلکه به عنوان متونی رمزگذاری شده ببینیم که توسط افراد و تیمهایی با اهداف خاص ساخته شدهاند. این رویکرد به ما کمک میکند تا کلیشههای پنهان، ایدئولوژیهای مستتر، و تکنیکهای اقناع را در پیامهای رسانهای تشخیص دهیم .
تفاوت نشانهشناسی با مفاهیم مشابه
شاید برای شما این پرسش پیش بیاید که تفاوت “نشانهشناسی” با “نمادشناسی” یا “نشانشناسی” چیست؟ این سه مفهوم با یکدیگر متفاوتند :
-
نشانهشناسی (Semiotics): مطالعه عام نشانهها و چگونگی تولید معنا.
-
نمادشناسی (Symbology): مطالعه ریشهها و معانی نمادهای خاص.
-
نشانشناسی (Heraldry): مطالعه نشانهای خانوادگی و نظامی با کاربردهای تاریخی و جغرافیایی مشخص.
به بیان ساده، نشانهشناسی به دنبال معناست، نمادشناسی در تعقیب ریشهها، و نشانشناسی در جستجوی کاربردها .
نتیجهگیری
نشانهشناسی علم آشنایی است که کمتر نام آن را شنیدهایم، اما هر روز و هر لحظه با آن سروکار داریم. از لحظهای که چشم باز میکنیم تا زمانی که به خواب میرویم، در میان انبوهی از نشانهها زندگی میکنیم و به ناچار آنها را تفسیر مینماییم. آشنایی با مبانی این دانش، نه فقط برای دانشجویان و پژوهشگران، که برای همه کسانی که در جهان مدرن زندگی میکنند ضروری است. نشانهشناسی به ما میآموزد که چگونه معناسازی کنیم، چگونه معناها را رمزگشایی نماییم، و چگونه از دام معانی پنهان و ناخواسته در ارتباطات روزمره دوری کنیم.
در دنیایی که برندها برای جذب ما میکوشند، رسانهها برای قانع کردن ما رقابت میکنند، و سیاستمداران برای جلب رأی ما سخن میگویند، نشانهشناسی میتواند چراغی باشد که راه را در این هزارتوی معناها روشن کند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از اندیشمندان، نشانهشناسی را “علم همه علوم” یا “کلید فهم همه فهمها” نامیدهاند.